۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

ای شادی آزادی

ای آزادی 

بنگر، آزادی

این فرش که در پای تو گسترده است

از خون است

این حلقه ی گل خون است

گل خون است 



ای آزادی

از ره خون می آیی

اما می آیی و من در دل می لرزم 

این چیست که در دست تو پنهان است ؟

این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟

ای آزادی ! 

آیا با زنجیرمی آیی ؟

هوشنگ ابتهاج


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر